ترس از سقوط آزاد
یکشنبه 25 مهر 1395 ساعت 14:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

این خاطره مربوط می‌شود به‌روزهای سفر اول بنده و زمانی که به علت اینکه شربت OT من تمام‌شده بود (البته بدون اینکه اشتباهی کرده باشم) راهنمایم به من سقوط آزاد داده بود و باید 2 روز تا زمان گرفتن شربت OT از کلینیک سقوط آزاد را تحمل می‌کردم...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، مطالب آموزنده مرتبط،


نظم، بهترین آموزش
دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 06:23 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

وقتی صحبت از آموزش می‌شود به این فکر می‌کنم که شاید خیلی چیزها را نمی‌دانم و راهی را که تاکنون رفته‌ام اشتباه بوده است، البته تا قبل از اینکه وارد کنگره بشوم...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


نشریات دروازه ورود به حال خوش
جمعه 16 مهر 1395 ساعت 17:26 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

زمانی که پکیج آموزشی را گرفتم تا مدتی به آن نگاه هم نکردم. اولین بار که کتاب 60 درجه را باز کردم بنا به توصیه راهنمایم بود و با خود فکر می‌کردم این کتاب چطور می‌خواهد آن‌طور که راهنمایم می‌گوید، در لحظات حال خرابی و بی‌قراری به داد من برسد؟

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


دلنوشته؛ زکات رهایی
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 23:20 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

برای هر چیزی زکاتی است. زکات علم آموزش و ‌نشر آن. زکات ثروت، بخشش و دستگیری نیازمندان. زکات عشق، ایجاد مودت و دوستی بین انسان‌ها است و یقیناً برای رهایی هم زکاتی است...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


امروزِ زیبا
چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت 20:37 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )
حال كه به گذشته خویش می‌نگرم درمیابم كه همه‌چیز در زندگی من در هیچ خلاصه‌شده بود. كمی صادقانه که به موضوع نگاه می‌کنم و با نگاهی ژرف ازهرجهت آن را موردبررسی قرار می‌دهم...
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته؛ امید و ناامیدی
جمعه 2 مهر 1395 ساعت 06:00 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

می‌خواهم راجع به ناامیدی صحبت کنم. ناامیدی به من اجازه فکر کردن هم نمی‌داد، حتی راجع به لحظه‌ای که در آن زندگی می‌کردم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته؛ روزنه‌ای در تاریکی
یکشنبه 28 شهریور 1395 ساعت 19:05 | نوشته ‌شده به دست مسافر سپهر | ( نظرات )

تجربه شخصی از آغاز مصرف و ترک سقوط آزاد

در مورد بیماری اعتیاد هر چه با خود اندیشیدم که آخر باید از کجای داستان مطلب را آغاز کنم، فقط مرتباً به گذشته می‌رفتم، پس دریافتم که اعتیاد ریشه در زندگی گذشته هر فردی می‌تواند داشته باشد؛ 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


نیروی عشق
سه شنبه 23 شهریور 1395 ساعت 06:43 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

اساس کار کنگره بر مبنای عقل، عشق و ایمان است. اعضای کنگره 60 تحت پروتکلی عقلانی و علمی، از راهی امن و با پیوند محبت در حال عبور از گذرگاه‌های سخت و رهایی از بندهای اهریمنی هستند...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


محبت واقعی
چهارشنبه 17 شهریور 1395 ساعت 14:39 | نوشته ‌شده به دست مسافر محسن | ( نظرات )

انسان بودن یعنی سپاس از هستی و قدرت مطلق الله، یعنی وادی چهاردهم، وادی عشق. عشق یعنی گذشتن، رفتن و رفتن و بازگشتن و کامل شدن و پیوستن به او که از او هستیم. عشق، خداوند است که از نور وجود خودش در ما دمیده است...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


هفته ایجنت و مرزبان
چهارشنبه 10 شهریور 1395 ساعت 22:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر محسن | ( نظرات )

ایجنت:

 در کنگره 60 به افرادی که از سوی کنگره دیده‌بانان به‌عنوان نماینده c14 در نمایندگی‌های کنگره 60 معرفی می‌شوند و رابط آن نمایندگی با کنگره چهارده‌نفره می‌باشد ایجنت گفته می‌شود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


دلنوشته‌ای در باب دستور جلسه
یکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 23:09 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است به تازه واردین خوش‌آمد می‌گوییم، نظر به اینکه تازه واردین به قوانین کنگره آشنایی ندارند و ... و سپس آوای شکرگزاری...
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دوران سفر
پنجشنبه 21 مرداد 1395 ساعت 07:24 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )
سفر در لغت به معنی رفتن و رسیدن است و در زبان کنگره به معنی حرکت فرد بیمار برای رهایی از دام اعتیاد و حرکت از سمت تاریکی به سمت نور است.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته
چهارشنبه 20 مرداد 1395 ساعت 20:22 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

در اواخر زمان مصرف، به علت مصرف بالای شیشه و قرص، از شدت توهم و رفتارهای غیرعادی که انجام می‌دادم باعث ترس و وحشت و اضطراب همسر و فرزندانم شده بودم.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


پیروزی عظیم
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 18:24 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

خواسته شد دل نوشته‌ای بنگارم كه بیانگر اندیشه‌ها و دیدگاه‌هایم در رابطه با بیماری‌ام باشد. شاید بیان آن‌ها برای هم دردانم تفكر آفرین بوده كه بتوانند در اثر آن اندیشه ورزی، راهكاری مفیدتر و آرام‌بخش‌تر بیابند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


دلنوشته
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 17:06 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

« دلنوشته‌ای از همسفر کوچک »

سلام دوستان مریم هستم همسفر کوچک مهدی...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته;در باب دستور جلسه
سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 11:14 | نوشته ‌شده به دست نماینده همسفران | ( نظرات )
اجرای وادی یازدهم و فرمانبرداری

من در ابتدای سفرم که آموزشهایم اندک بود،زمانیکه به وادی یازدهم رسیده بودم فکر میکردم که اجرا کردن آن چه کار سختی می باشد و چقدر متن وادی سنگین است و زمان زیادی میخواهد تا من این وادی را اجرا کنم.یا اصلا چرا باید به آن برسم زیرا خودم را به عنوان یک همسفر چشمه جوشان و رود خروشان می دانستم.و فقط مسافرم را فاضلاب های جوشان می پنداشتم.اما با گذشت زمان متوجه شدم که خودِ من فاضلاب جوشان هستم و بعد از آن بود که به تبدیل شدن فکر کردم و در جهت آن تلاش کردم و امروزه دریافته ام که خیلی کار سخت و پیچیده ای نیست و فقط فرمانبرداری می خواهد.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


به جشن زندگی خوش آمدید
جمعه 11 تیر 1395 ساعت 12:38 | نوشته ‌شده به دست مسافر قاسم | ( نظرات )

شب داشت به پایان می‌رسید و در خنکای انتهای شب، بوی خوب صبح را می‌شد احساس کرد.

روی بالکن اتاقم ایستاده بودم و به آسمانی تاریک نگاه می‌کردم، که رو به‌سوی روشنایی داشت.

آرام‌آرام طیف‌های لطیف نور خورشید، از دل تاریکی شب متولد می‌شدند و مشرق آسمان را روشن و روشن‌تر می‌کرد. با خودم فکر می‌کردم که آسمان دل ما هم همین‌گونه است، نور به‌آرامی از مشرق دل‌های ما وارد، و تاریکی کمتر و کمتر می‌شود. تا روزی که به لطف و عنایت پروردگار مهربان، قلب‌های تیر و تار که روزی مأمن تاریکی بود، تبدیل به خانه‌ای برای نور می‌گردد، خانه‌ای برای عشق.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته ای در باب دستور جلسه
سه شنبه 1 تیر 1395 ساعت 15:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر محسن | ( نظرات )
در مدت 14سالی که در ظلمت و تاریکی زندگی می‌کردم و در تمام ضد ارزش‌ها غوطه‌ور شده بودم، هرروز نسبت به‌روز گذشته بدتر می‌شدم. هر چه دست‌وپا می‌زدم بیشتر به درون گرداب کشیده می‌شدم و شهر درونم به‌یک‌باره به طغیان دچار شده بود.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، دلنوشته،


دلنوشته
سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 20:23 | نوشته ‌شده به دست مسافر احمد | ( نظرات )

من در سفر دوم لبخند خداوند را می‌بینم. خداوند به ما اعضاء کنگره 60 لبخند می‌زند و فرشتگان آسمانی، با بال‌های گشوده و پای‌کوبان، برای ما دست می‌زنند.

شاید تصور کنید که این دلیل بر خودخواهی من است، اما باور کنید که من لبخند خداوند را می‌بینم و نیز رقصنده‌های آسمانی که گل‌ریزان و دست‌افشان، غرق در شادی و سرور هستند را احساس می‌کنم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته
دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت 14:22 | نوشته ‌شده به دست نماینده همسفران | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق

بیست سال از زندگی مشترکمان عمر و جوانیمان و لحظه هایمان چه سخت و طاقت فرسا مثل برق و باد گذشت.چه بسا صبرهایمان تبدیل به تحمل شده بود و خداوند را تنها بر زبان داشتیم و بس.
اکنون که در این نقطه قرار دارم و به گذشته می اندیشم سپاسگذارم بابت تمام آن لحظات سخت،که من را به این مکان کشاند و حال با گذشت چند ماه از ورودم به کنگره آموختم که اگر دل از کینه و کدورت و غم و غصه  پاک شود حتما نور ایمان به قدرت مطلق جوانه خواهد زد و اگر خداوند از زبان به روح و روانمان جاری شود چه بسا با موی سپید هم می توان احساس جوانی کرد و خوشبخت بود.
و ای خدای آگاه تر از آگاهی تو  خود می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه سخت است.و نگذار به جایی برسیم که انگشتهایمان یارای بالا رفتن از صخره های سخت زندگی را نداشته باشد و تنها وتنها به اندازه پیمودن چهارده وادی به ما توان بده و فکر و ذهن و اراده ما را جانی دوباره بخش.و به بزرگواری که برای نجاتمان انتخابش کردی عمری بس طولانی و با عزت نصیب فرما. آمین

 همسفر مریم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic