گزارش لژیون آقای بابک فرنقی
جمعه 11 دی 1394 ساعت 15:37 | نوشته ‌شده به دست لژیون بابک فرنقی | ( نظرات )

در تاریخ 94/9/27 فوق رأس ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه آغاز به کار نمود در خصوص حضور رهجویان در روز جمعه در پارک طالقانی جهت خدمت کردن در حوزه نگهبانی پارک و حضور قبل از ساعت ششرهجویان - حسین- سپهر-سعید-رضا. الزامی گردید.

سپس استاد و راهنمای لژیون آقای بابک فرنقی با رویت دفاتر OT از وضعیت جسمی و روحی و مشکلات و میزان داروی مصرفی و پله‌های یک یک رهجویان سؤال فرمودند.

                                        

مسافران ایرج با شش دهم -حسام با تغییر پله سه سی سی مجید با یک سی سی ورحمان با تجدید پله رضا با سه دهم از وضعیت خود راضی بودند استاد در حین مشاهده دفاتر سخنانی ایراد نمودند تلاش برای به تعادل رسیدن برای رهجویان سپهر و محسن را تاکید نمودند و شرکت در امتحانات واهمیت آن صحبت کردند.

در ادامه مطالب در خصوص ارزش برای زمان و وقت و ساعت‌های مشخص شده برای تمامی مراحل سفر علی الخصوص حضور رأس ساعت پنج در کنگره دقت در ساعات مصرف دارو و اهمیت ساعت خواب جهت نظم بیماران وابسته برای درمان -آموزش یا آزمون تاکید کردند مدیریت زمان به این معناست که فعالیت‌ها، وظایف و تعهدات خود را تحت کنترل در آوریم و با توجه به اولویت‌ها راجع به اهمیت وظایفمان تصمیم گیری کنیم وقتی احساس می‌کنیم که کارهای زیادی برای انجام دادن داریم ولی وقتمان محدود است، خواه ناخواه دچار استرس می‌شویم.

                        http://uupload.ir/files/17kk_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg

همین طور اگر زمانی که داریم صرف کارهای کم اهمیت شود دلهره و استرس به سراغمان می‌آید. مدیریت زمان به شما کمک می‌کند تا کنترل امور را به دست بگیرید و بدین ترتیب احساس آرامش بیشتری بکنیدبرنامه ریزی کنید. می‌توانید از یک دفترچه یادداشت استفاده کنید و کارهای روزانه یا هفتگی خود را در آن یاداشت کنید. حتی دیدن یک کاغذ می‌تواند کارها را به شما یادآوری کند. حتی می‌توانید ساعت یا موبایل خود را به گونه ای تنظیم کنید که با صدای زنگ کارهایتان را به شما یادآوری کنندکارهای مهم کارهایی هستند که برای شما اهمیت دارند، مانند درمان بیماری اعتیاد، خانواده، کمک به دوستان، یا ورزش. همین طور کارهایی که باید انجام شوند وگرنه ممکن است مشکلی به وجود بیاید،

 در همین حال رهجویان با صحبت از مشکلات احتمالی خود در سفر مسیر را از راهنما سؤال می‌کردند حل مشکل ترافیک موضوعی بود که راهنما اظهار نمودند که در کنگره این موضوع با نیم ساعت زود آمدن حل شده است و همچنین دعوت از مسافرین به پرهیز از بی صداقتی و چنانچه مشکلی برای رهجویان به وجود آمد حتماً راهنما را مطلع کنند.

در ادامه متن وادی هشتم از کتاب چهارده وادی توسط مسافر رحمان خوانده شد و با توضیحات راهنما در بند بند آن به شرح ذیل فعالیت لژیون ادامه داشت.

با حرکت راه نمایان میشود

امواج چون گرد باد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می‌برد و این جز فرمان حاصل نمی‌گردد پس با شما که پیمان می‌بندید، در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته و به آن مکان که فرمان است رهسپار شوید.

از سکون نه زایشی است و نه چیزی به وجود می‌آید، همه چیز از حرکت شکل می‌گیرد و ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز و ادامه دار می‌گردد.

روزی در آسمان‌ها در مقابل خلق جدید یا انسان که توسط قدرت مطلق به انجام رسیده بود، یکی از فرشتگان یا فرماندهان رده بالا سر به شورش گذاشت و از فرمان سرپیچی کرد زیرا چنین تصور کرد که او هم می‌تواند با قدرتی که از طرف قدرت مطلق به او داده شده برای خودش فرمانروایی کند. قدرت مطلق او را از درگاه خودش بیرون کرد ولی او مهلت خواست تا قدرتش را حفظ کند. قدرت مطلق تا روز موعود به او مهلت داد و او را ترد کرد، او گروهی را با خود هم آواز کرد و اعلام نمود که با تمام توانش انسان را از مسیرش منحرف خواهد کرد و با کمک یارانش کاری را به انجام خواهد رساند تا انسان از فرامین قدرت مطلق سرپیچی نماید چون می‌دانست انسان موجودی است که با اختیار کامل خلق شده و به عبارتی می‌تواند هم مسیر تقوی، ارزش‌ها، عشق، محبت، دوستی و صداقت را طی نماید و هم می‌تواند مسیر فسق و فجور، قثل، جنایت، خیانت، حسادت، کینه، نفرت و دشمنی را بپیماید.

در این شرایط آدم و حوا در بهشت قرار گرفتند، دیری نپایید توطئه شیطان در مورد آن‌ها کارگر افتاد و آن‌ها نیز از فرمان سرپیچی کردند و قدرت مطلق از آن‌ها توضیح خواست، عذر خواهی کردند، عذر خواهی آن‌ها توسط قدرت مطلق پذیرفته شد و گفته شد بایستی وفاداری خود را ثابت کنید، پس فرو شوید به زمین، کهبا حرکت راه نمایان میشود.

ولی من به شما هشدار می‌دهم که شیطان دشمن آشکار شماست بروید تا در عمل و حرکت مشخص گردد کدامیک از شما بر وفا داری خود استوار هستید و کدامیک راه شیطان را که ظاهری بس فریبنده و باطنی وحشت آفرین دارد را انتخاب می‌کنید، بروید که با حرکت راه نمایان میشود.

استاد فرمودند: خداوند انسان را خلق کرد و به او اختیار را داد که به هیچ موجودی نداده بود یکی از فرشتگان رده بالا که شیطان نام دارد به انسان سجده نمی‌کند و از امر الهی سرپیچی می‌کند و می‌گوید انسانی که خلق کردید زیانکار و ناسپاس است و از اختیارش سو استفاده می‌کند و من انسان را از مسیرش گمراه می‌کنم.

 میوه ممنوعه چه بود؟ گندم بود؟ جو بود؟ یا اینکه انگور بود؟

 یکی از ابواب مهم علم بیان تشبیه است. تشبیه از بالاترین انواع بلاغت و شریف‌ترین آن است. تشبیه اولین راهی است که طبیعت انسان را به سوی آن برای کشف و روشن نمودن معنای مراد راهنمایی می‌کند. تشبیه در اصطلاح اهل بیان مشارکت دادن دو جز (مشبه، مشبه به) با یکدیگر در علت حکم به وسیله ادوات مخصوصی است.

ولی به هیچ وجه لزومی ندارد که اصرار به وجود چنین درختی داشته باشیم بلکه تشبیهات زیادی در زبانهای مختلف داریم که اصلاً وجود خارجی ندارد، مثلاً میگوئیم قرآن همچون آفتابی است که غروب ندارد (در حالی که می دانیم آفتاب همیشه غروب دارد) و یا اینکه هجران من همچون شبی است که پایان ندارد (در حالی که می دانیم هر شبی پایان دارد). کلمه ((خبیثه)) همان کلمه کفر و شرک، همان گفتار زشت و شوم، همان برنامه‌های گمراه کننده و غلط، همان انسان‌های ناپاک و آلوده، و خلاصه هر چیز خبیث و ناپاک است.
بدیهی است درخت زشت و شومی که ریشه آن کنده شده، نه نمو و رشد دارد نه ترقی و تکامل، نه گل و میوه، و نه سایه و منظره، و نه ثبات و استقرار، قطعه چوبی است که جز بدرد سوزاندن و آتش زدن نمی‌خورد، بلکه مانع راه است و مزاحم رهروان، و گاه گزنده است مجروح کننده و مردم آزار!.

و به هر حال از آنجا که هدف از تشبیه مجسم ساختن حقایق و قرار دادن مسائل عقلی در قالب محسوس ‍ است، اینگونه تشبیهات هیچگونه مانعی ندارد بلکه کاملاً دلنشین و مؤثر و جذاب است.

استاد در ادامه توضیح دادند اما" مثل کلمه خبیثه و ناپاک همانند درخت خبیث و ناپاک و بی‌ریشه است که از روی زمین کنده شده و در برابر طوفان‌ها هر روز به گوشه‌ای پرتاب می‌شود و قرار و ثباتی برای آن نیست"

 (وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ).

کلمه" خبیثه" همان کلمه کفر و شرک، همان گفتار زشت و شوم، همان برنامه‌های گمراه کننده و غلط، همان انسان‌های ناپاک و آلوده، و خلاصه هر چیز خبیث و ناپاک است. بدیهی است درخت زشت و شومی که ریشه آن کنده شده، نه نمو و رشد دارد نه ترقی و تکامل، نه گل و میوه، و نه سایه و منظره، و نه ثبات و استقرار، قطعه چوبی است که جز بدرد سوزاندن و آتش زدن نمی‌خورد، بلکه مانع راه است و مزاحم رهروان، و گاه گزنده است مجروح کننده و مردم آزار!.

جالب اینکه در وصف" شجره طیبه" قرآن با تفصیل سخن می‌گوید و اما به هنگام شرح" شجره خبیثه" با یک جمله کوتاه از آن می‌گذرد تنها می‌گوید" اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ" از زمین کنده شده و قراری ندارد زیرا هنگامی که ثابت شد این درخت بی ریشه است دیگر شاخ و برگ و گل و میوه تکلیفش روشن است. به علاوه این یک نوع لطافت بیان است که انسان در مورد ذکر" محبوب" به همه خصوصیات به پردازد اما هنگامی که به ذکر" مبغوض" می‌رسد با یک جمله کوبنده از آن بگذرد! باز در اینجا می‌بینیم مفسران درباره اینکه این درخت که" مشبه به" واقع شده است کدام درخت است به بحث پرداخته‌اند، بعضی آن را درخت" حنظل" که میوه بسیار تلخ و بدی دارد دانسته‌اند،

هیچ لزومی ندارد که در هر تشبیه" مشبه به" با تمام آن صفات وجود خارجی داشته باشد بلکه هدف مجسم ساختن چهره واقعی کلمه شرک و برنامه‌های انحرافی و مردم خبیث است که آن‌ها همانند درختانی هستند که همه چیزشان خبیث و ناپاک و هیچگونه میوه و ثمره و فایده‌ای جز مزاحمت و تولید درد سر ندارد. به علاوه وجود درخت ناپاکی که آن را از ریشه کنده باشند و در بیابان بر سینه طوفان و تند باد قرار گرفته باشد کم نیست. کلمه طیبه‌ای که به شجره طیبه مثل زده شده اعتقادات قلبی صحیح است که اخلاق حسنه و عمل سالم وشاخه‌هایش می‌باشند

هنرمندان آلمانی و فرانسوی از قرن دوازدهم به بعد معمولاً میوه را به صورت سیب ترسیم کرده‌اند دانشمندان یهودی گفنه‌اند که میوه می‌تواند به انگور٫ انجیر، گندم یا نوعی لیمو نیز اشاره کند. در منابع اسلامی هیچ گاه نام سیب نیامده است، و گاه بوته گندم دانسته شده است.

تفاسیر بجای اینکه بیایند در مورد محتوی بحث کنند شکلی بحث می‌نمایند و خودشان را معطل  اثبات نوع میوه می‌کنند بلکه داستان خلقت انسان ومیوه ممنوعه یک بحث فلسفی در مورد ماهیت و ذات انسان است و از این طریق می‌خواهد به انسان بفهماند که تو یک موجود با اراده و اختیاری هستی  و این اراده و اختیار تو را انسانی مسئول کرده است  چون مسئول هستی پس نمی‌توانی بدون چون و چرا کردن، بدون تحقیق و تجربه بپذیری حتی سخن خدا را زیرا انسان با خوردن میوه ممنوعه نه تنها پست نشد، بدبخت نشد بلکه خداوند خدا به خاطر اینکه سخنش را کورکورانه نپذیرفته است به او درجه هم داد شد.

 اشرف مخلوقات و وقتی فرشتگان به این کار خدا اعتراض می‌کنند می‌گوید من چیزی می دانم که شما نمی‌دانید بنابراین نهی از خوردن درخت ممنوعه، دوری از ضد ارزش‌ها بود و خدا به آدم و حوا هشدار داده است علی الحال آنچه از این داستان فهم می شود این است که شیطان عقل  انسان است و عقل انسان ابا دارد که مطلبی راناآگاهانه و کورکورانه بپذیرد هی وسوسه‌اش می‌کند که برود خود تجربه کند، تحقیق کند، سپس با آگاهی وشناخت بپذیرد.

انسان با وسوسه شیطان خود را از آن بهشت سکون، بی تحرک، یکنواخت، بدون آگاهی و اراده و اختیار آزاد کرد و انداخت توی بهشت آگاهی و دانایی، آزادی، اراده، اختیار که می‌تواند بیافریند، خلق کند و  بر سرنوشت  خود  حاکم شود، انتخاب کند و آنطور که تشخیص می‌دهد زندگی کند، کوشش کند، تلاش نماید، با مشکلات دست و پنجه نرم کند، رنج ببرد، در این جهان درگیر باشد، استعدادهایش را بروز دهد تا به کمال برسد

پس می‌بینیم هوی و هوس، طمع، گذشت، ایثار، عشق، احساس، عاطفه، جنگ، صلح، دوستی، دشمنی، شادی، غم؛ گل، خار ... همه و همه دست اندر کار ساختن این جهان می‌باشند و از هر دو باید با اعتدال استفاده کرد پرداختن به یکی و غفلت از احساسات دیگر باعث عقب ماندگی و انحطاط جوامع بشری می‌باشد

عالم خلقت با همه وسعتی که دارد, تمامی اجزائش با هم مرتبط‌اند و همانند زنجیری هستند که حلقه‌هایش به هم پیوسته است، پس خلقت شیطان طبیعتاً درون این سیستم، حتمی است و نمی‌توان آن را حذف کرد. و همچنین شیطنت ابلیس نیز، با توجه به ذات متکبر او، حتمی بوده است.

 اگر در عالم، شر، فساد، نقص، ضعف و امثال آن نبود، به طور حتم از خیر و صلاح و کمال و قوّت، خبری نبود. مثلاً اگر معصیتی نبود، قهراً سرپیچی ازفرمان مولا مفهوم پیدا نمی‌کرد. و در نتیجه خوبی نیز تحقق نمی‌یافت.

تنها عامل زشتی و تحقق شر، شیطان نیست. بلکه انسان دارای نفس اماره است که او را به سمت زشتی نیز می‌کشاند. و اصل تحقق بدی‌ها توسط همین نفس است که شیطان تنها نقش وسوسه کردن آن را دارد.

نمایندگی صالحی

لژیون استاد فرنقی

مسافر رضا 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مرضیه همسفرداود شنبه 12 دی 1394 22:57
ممنون خیلی جامع وکامل بودموفق ومویدباشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic