دلنوشته: شروع بازی زندگی
دوشنبه 8 مهر 1398 ساعت 16:38 | نوشته ‌شده به دست مسافر یونس | ( نظرات )

مسافر حجت رهجوی لژیون 6 نمایندگی صالحی دلنوشته ای در مورد«« انفجار بزرگ  BANGــــــــــــBIG  بر گرفته از کتب آموزشی کنگره 60»» را ارائه کرد که در ادامه می‌خوانیم.

به نام هستی که هستت می‌کند هرچه هستی!

سلام دوستان حجت هستم یک مسافر؛

افتخارم این است که آموزش‌های کنگره، افکارم را در جهت آنچه نمی‌دانستم رهنمون ساخت.

از آسمان اندیشه‌های ناب متون چهارده وادی و جهان‌بینی، دست‌های غیبی که القاء، احیاء و تحرک را در من فزونی داد، بر آن شدم که گوشه‌ای از افکارم را پیرامون این مباحث اساسی و جهان ساز، به‌صورت دل نوشته‌ای گردآوری کنم، امیدوارم بپسندید.

انفجار بزرگ            BANGــــــــــــBIG

نه فضائی، نه مکانی و نه زمانی بود

فرمانروا تنها در یکی از آن بعدهای، ابعاد نامتناهی بود.

به هر کس و هر چیزی نگاه می‌کرد، همه تکراری و در حال تکریم او.

خنده‌ای بر لبانش نقش‌بست و تفکرات تنهایی را در بعدی دیگر حبس نمود.

آنگاه با دستان ستبرش نقطه‌ای را در یک لوح بیکران ترسیم کرد و آن نقطه را با آب‌دیدگانش سیراب نمود.

آهی که از درونش برخاست، ناخواسته بر نقطه نشست.

هنوز زمانی نبود و لامکان در بحبوحه یک انقلاب عظیم این پا و آن پا می‌کرد، سپس سکوت محض در چهارده طبقه لامکان گسترش یافت و خودش را برای یک انفجاری بس عظیم و بیکران آماده ساخت.

بی‌شک زمان در حال متولد شدن بود، اما مکان در وجودش، درماندگی را احساس می‌کرد و به جولانگاهی احتیاج داشت تا بتواند زمان بی‌آغاز را در آغوش بگیرد.

عشق و محبتی که بین ذرات مکان و فضا آکنده بود، زمان را به ترتیب اعداد پشت سر هم شکوفا کرد.

در آن آمیختگی سه بعد، آتش عشقی پنهان بود.

آنگاه سکوت محض دوباره آغاز گردید و شمارش معکوس شروع شد!

1،2،3،4،5،6،7،8،9،10،11،12،13،14 ...............سپس انفجار بیکران و عظیم‌ترین نیروی نهفته در عشق القاء شده، به سرتاسر کیهان پاشیده شد.

هرکدام از تشعشعات امواج، طفلی را در بغل گرفته بودند و به دوردست‌ها می‌تاختند، میلیاردها و شاید بزرگ‌ترین عددی که بعد از میلیاردها کشف‌شده بود، در سراسر کائنات به جستجو و کاوش پرداخت تا بتواند این طفل نو پا را آماده تولد کند.

هر کس یا چیزی به گوشه‌ای از این کائنات شتافت و در آنجا منزل کرد و برای بقیه دست تکان می‌داد.

همه از هم به نیکی یادکردند، قرار و عهدی که بین آنها بسته شد، رجعت به همان نقطه آغازین بود.

آنگاه..........!

گاه‌به‌گاه و همین‌طور نگاه به نگاه و رخ‌به‌رخ صورت گرفت و تبسمی بر خلقت نقش‌بست و قوانین و معادلات هستی را بنیان نهاد.

هرازگاهی دست‌بردل خویش، از خنده ریسه می‌رفت و گاهی هم‌دست بر دیدگان خویش از دلهره و ترس.

آری کائنات خلق شد و از چرخش کائنات ماسه‌هایی ریز به اطراف پرتاب شد و در گوشه‌ای از دامن چین چین کهکشان آرام گرفت.

این رخداد رجعتی بود به درون تفکر.

که بدانیم داستان خلقت ترسناک و پر از آتش و دود و انفجار نیست.

از آرشیو ذهنمان تصاویر زیبای تغییر، تبدیل و ترخیص را بیرون بکشیم.

در بعد پیشینه فرمانروا مسرور از اندیشه‌ای که به جنبش و حرکت درآمده بود و نیک با خود زمزمه می‌کرد، ترنمی زیبا در صور نواخته شد.

                                 << عجب بازی بزرگی راه انداختم>>

هیچکس نخواهد دانست، در فکر و اندیشه فرمانروا چه می‌گذرد.

آیا خشنود از خلقت خویش، یا ملول از کرده خویش، کسی نمی‌داند..........!

نویسنده مقاله: مسافر حجت لژیون 6 (آقای حامد حسینی)

ویرایش: مسافر یونس

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شنبه 26 بهمن 1398 15:04
امیدوارم موفق باشی
مسافر میلاد لژیون ۱۶ سه شنبه 9 مهر 1398 13:55
خدا قوت استفاده کردم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic