مقاله:برای رسیدن به رهایی تلاش می کنم که به دست آورم.
سه شنبه 19 شهریور 1398 ساعت 22:55 | نوشته ‌شده به دست مسافر یونس | ( نظرات )
مسافر یدا... رهجوی لژیون هفدهم نمایندگی صالحی دلنوشته ای در مورد  لطف بیکران کنگره و آسایش و آرامشی که در سایه کنگره 60 به دست آورده است را ارائه کرد که در ادامه می‌خوانیم.

به نام آنکه عشق را آفرید تا زیباترین عاشقانه‌ها را برای یکدیگر در کنار هم بسراییم، به یکدیگر عشق بورزیم و تمامی سیاهی‌ها و تاریکی‌ها را از دل بزداییم و مگذاریم ددمنشی و بدی در قلوبمان رسوخ کند تا تنها عشق بماند که همانا عشق سرآغاز آفرینش است و بس؛ هرگاه که خود را در کنار غمخوارترین یارانم می‌یابم، لذتی شیرین و ماندگار در وجودم پدیدار می‌گردد و آنرا به‌صراحت تجربه کرده‌ام و هر بار که خود را در کنار آنان می‌یابم، در هاله‌ای از مهر و محبت تمام ناشدنی و ماندگار که ارمغانی است از برترین ستیزه‌گر علیه بیماری اعتیاد بزرگ‌مرد عشق و ایمان می‌بینم، او که یاران بی‌شماری را با عزمی راسخ و عظمتی باشکوه چنان بهشتی زیبا به ما نیازمندان محبت و بیمار نمایاند و آن‌کسی نیست جز، جناب آقای مهندس حسین دژاکام.

زمانی که خود را در کنار کتابی پر از سرمشق و مبارزه دانایی علیه نادانی (کتاب شصت درجه زیر صفر) و عاشقانه‌های کتاب چهارده وادی عشق و سی‌دی‌های متنوع و مختلفی که هرکدام زبان از بیداری برای رهایی و سربلندی و استواری است و آرامش و آسایش جمله پیام آنهاست و رسیدن به آگاهی نفس و گام‌به‌گام نسبت به بیماری اعتیاد است یافتم، هرگاه با غمی عمیق به دوران طولانی مصرف و گرفتار بیماری در ظاهر و باطنم می‌اندیشم، آن زمان است که این رفیقان شفیقم به فریادم می‌رسند و مرا با لطف بیکران و عشقی در کمال محبت به سینه می‌گیرم جست‌وجو میکنم که چیست و نویدم می‌دهند که دیگر در هیچ جا و هیچ‌گاه تنها نیستم و در آن زمان حسی خوش‌آیند مرا احاطه می‌کند، زیرا آنها با دستان و فکر و اندیشه و تجربه بزرگ‌زاده‌ای پدید آمدند که تمامی دغدغه‌هایش و دردهایش غم‌ها و دل‌خستگی‌هایش، رهایی بیماران معتاد از دام پلید اعتیاد بوده است و برخاستن در مقابل دیو پلیدی و غده‌ای چرکین به نام اعتیاد است،

هرگاه تشنه‌ی آرمشم و احساس تنهایی می‌کنم آنان را می‌یابم و با آن‌ها به گپ و گفتگو می‌نشینم، تنها کافیست هر آنچه که خواهان آنم را با برداشتن گوشی همراه به سایت کنگره شوم و از این دوستان و اندیشه‌های آنها قطره‌قطره خود را سیراب کنم؛ بسیار خرسندم که در عصر حاضر، دست‌یابی به اطلاعات و کسب خواسته‌ها بسیار سریع و آسان شده است و مفتخر و سپاس گذارم از کسانی که سایت کنگره ۶۰ را با زحمات و مشتقات زیاد و با دقت و بردباری باانگیزه‌ای زنده و پربار بدون هیچ چشم‌داشت و مزدی تنها به خاطره عشق و حس انسان‌دوستی به راه انداخته‌اند، اگر این عشق نیست پس چه باید نامیدش؟ لذا وقتی‌که وارد نمایندگی صالحی می‌شوم و همچنین هرکسی که عضو این خانواده (کنگره 60) است در هرکجای این کره خاکی که باشد، اینان همان بهترین دوستان و یاران عزیزم هستند که در هیچ جای جهان همچو این گران‌مایگان یافت نخواهد شد و آنجاست با آنچه که این باران بی‌ادعا برایم می‌گوید و می‌سراید، از دغدغه‌ها، کمبودها، ازدست‌دادگی‌ها، ازدست‌رفتگی‌ها، از غم‌هایشان و شادی‌هایشان در طول سفر می‌گویند، امید چون بارغه ای نورانی در قلب و روح و روانم می‌زند و سینه‌ام در تپش عشق‌هایشان بیشتر و بیشتر به تپش می‌افتد و برایم لحظات دیدار را تلاقی می‌کند،

در کنگره 60  جمعیت احیای انسانی ی پر از عشق و معرفت ایثار و ازخودگذشتگی و مهر و ایمان هر آنچه که خواسته‌هایم مرا به خود می‌خوانند یافت می‌شود و به‌صراحت می‌توان گفت که هر آنچه که مدنظر و موردنیازم باشد را می‌توانم به‌راحتی در آن بیابم؛ سایت کنگره ۶۰ نمادی از یک کتابخانه عظیم و یا استودیوای مملو از نوارهای صوتی و یا یک شهر باعظمتی پر از همدردان و هم‌سرایان است و می‌توان همه‌چیز را در آن تجربه کرد و یا به عبارتی زندگی کرد، عشق را در آن حس می‌کنیم، خوب دیدن را، خوب شنیدن را، خوب گفتن را علیه ضد ارزش‌ها، به پا خواستن را، ارزشی شدن را از به‌هم‌ریختگی‌ها و بلواها و آشوب‌ها دور شدن و به آرامش رسیدن را و از بی‌صداقتی دور شدن و صادق بودن را و از دروغ‌گویی جدا شدن و راستگو شدن را و از نامهربانی جدا شدن و رسیدن به محنت را، از ظلمت رهانیدن و روشنایی‌ها را تجربه کردن، زمانی که با گفته‌ها نوشتارها مثال‌ها و داستان‌های کوتاه و بلند عزیزمان جناب آقای مهندس گوش فرا می‌دهم، هر بار به تجربه‌ای تازه دست می‌یابم هر بار تصمیم راستینم واقعی‌تر می‌شود و شور و هیجان و اشتیاق نسبت به خود رسیدن بیشتر می‌شود،

هر بار نور تازه‌ای در مسیرم می‌یابم و هر بار چنان درختی بارورتر می‌شوم و هر بار ایمانم به خداوند قوت و قدرت بیشتری می‌گیرد، خود را هر بار در گلستانی یافت می‌نمایم زمانی در کویری بودم و در دل شب و به‌راحتی می‌توانستم دستم را به‌سوی آسمان دراز کنم و ستاره‌ام را از دل شب بچینم و گاهی در کنار درختی پر از سیب که شاخه‌های پیوسته‌اش که از پرباری سربه‌زیر انداخته بودند می‌یافتم، دستم را به‌سوی دانه‌ای سیب سرخ دراز می‌کردم تا آن را بچینم، گاهی دیگر در دریایی به زلالی و صافی حقیقت که در قایقی بودم وسط آن دریای بیکران که خورشید جلوه‌های نور طلایی‌اش را به روی سطح آب انداخته بود و منظره‌ای بسیار زیبا را به نقاشی کشیده بود، مرتبه‌ای خود را جنگجویی میافتم که علیه تاریکی‌ها شمشیر کشیده‌ام و بر مرکبی سفید نشسته‌ام و بر پلیدی‌ها می‌تازم، دگربار چون پرنده‌ای سبک‌بال در آسمان هستی به پرواز بودم و از آن بالا دنیای مادی کوچک را به نظاره نشسته بودم و بزرگی و پهنه‌ی بی‌انتهای آسمان را که هرچه می‌رفتم، به بی‌انتهایی آن بیشتر واقف می‌شدم درک می‌کردم و کوچکی و حقیریِ این دنیای فانی را که به دو گرم تریاک، یک مثقال شیره و یا چند گرم شیشه و... داده بودم،چقدر ارزان داده بودم

وقتی وارد سایت یا نمایندگی کنگره 60 می‌شوم، خود را در آسمانی بی‌انتها می‌یابم که در آن شب‌هایش پرستاره‌ترین شب‌هاست، ماه آسمانش ماه‌ترین ماه است، شهاب‌سنگ‌هایش پرشتاب‌ترین هستند، آسمان روزهایش روشن‌ترین زیباترین و صاف‌ترین آسمان‌هاست و خورشید خانم با مهر و محبتی وصف‌ناپذیر و باکرامت و عظمتی بی‌همتا به‌تمامی جهان نورافشانی می‌کند و بر تن و جان هر دل سرد و دل‌خسته‌ای گرمی و طراوت می‌بخشد، خورشید کنگره ۶۰ هر گیاهی را در هراندازه به‌خوبی می‌بیند و از نور و گرمای وجودش هر گیاه، جانور و انسانی را پربار می‌کند و زندگی می‌بخشد، می‌شود در آسمانش پر کشید و به هر نقطه‌ی آسمانش سری زد، اما نه سرک کشید، می‌شود در دل شب‌های کنگره گم شد با ناهید نشست و با کیهان هم‌سفره شد و با پلوتون سفر کرد می‌شود هر ستاره را در کمال ایمان لمس کرد و با هر سیاره یا سیارکی به گفتگو نشست و می‌شود به عظمت و بزرگی به یگانگی و بی‌همتایی معبود ایمان آورد و دل از هرچه بی هودگیست و هرزگی و بی‌منتی و بی‌معرفتی هرچه پلیدی و شیطان‌گرایی ست شست و به آغوش او پناه برد او که همه‌چیز است همیشه است همیشه بوده و همیشه خواهد بود و به‌خوبی درک کرد که نفس ما چقدر بزرگ و عمیق است در مقابل جسم کوچک ما و در این اوقات است که به یگانگی خدا بزرگی و کرامتش و عظمت و لطف و مهربانی به سوگند می‌نشینم که برای رسیدن به رهایی تلاش کنم که اگر لیاقتی بود به آن برسم.

نویسنده مقاله: مسافر یدا.. لژیون هفدهم(کمک راهنما پیام)

تایپ: مسافر میلاد 

ویرایش:مسافر یونس

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر میلاد از لژیون 16 شنبه 23 شهریور 1398 16:14
چهقدر زیبا و زیبا و زیباست
ماشاا...
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic